پایگاه هم اندیشی یاران انقلاب اسلامی 12 تير 1401 ساعت 15:57 http://www.hamandishi.ir/news/444432/ -------------------------------------------------- عنوان : محورهای بخش اول بیانات امام خامنه ای در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه (1401/04/07) -------------------------------------------------- 1. کشور در بحبوحه ی جنگ تحمیلی و آشوب داخلیِ منافقین، بزرگان بسیاری مثل بهشتی را از دست داد. 2. سِرّ ناامیدیِ مکرّرِ دشمنان، در طول دوران انقلاب اسلامی، در سنّتهای الهی است. 3. این، وعده ی الهی است که اگر ایستادگی کنید، شما را بی نیاز می کند. 4. خدای متعال در سوره‌ی آل‌عمران، دو سنّت پیروزی و شکست را (در جنگ احد) بیان میکند. 5. سعی کنیم خودمان را مصداق سنّت‌های الهیِ در راه پیشرفت قرار بدهیم. متن : پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: محورهای بخش اول بیانات امام خامنه ای مدظله العالی در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه: 1. کشور در بحبوحه جنگ تحمیلی و آشوب منافقین، بزرگانی مثل بهشتی، رجایی و باهنر را از دست داد. 1/1. یکی از شئون قوّه‌ی قضائیّه این است که اثرگذار در مهم‌ترین مسائل کشور است. شهید بهشتی (ره) شخصیّت برجسته‌ای بود. اداره‌ی شورای انقلاب حتّی در زمان حیات مرحوم آقای طالقانی به عهده‌ی مرحوم آقای بهشتی بود. 2/1. در نظر آوردن شرایط آن هفتم تیری که ۴۱ سال قبل اتّفاق افتاد، راهگشا و معرفت‌آموز است. اوّلاً در آن روزها جنگ تحمیلی در سخت‌ترین و بدترین شرایط خودش بود. در داخل کشور، در خود تهران {هم} جنگ داخلی بود. 3/1. منافقین ریخته بودند با هر چیز که دستشان می‌آمد ــ از تیغ موکت‌بُری بگیرید تا هر چیز دیگری که در اختیارشان بود ــ افتاده بودند به جان مردم و پاسدار کمیته و پاسدار سپاه و ...؛ ایّام هفتم تیر وضع این جوری بود. 4/1. وضع سیاسی کشور [این جور بود که] تقریباً یک هفته قبل از هفتم تیر، عدم کفایت رئیس‌جمهورِ وقت در مجلس احراز شده بود و برکنار شده بود. یعنی کشور بدون رئیس‌جمهور [بود]؛ وضع این جوری بود. 5/1. کشور در یک چنین شرایطی، استوانه‌ای مثل بهشتی را از دست داد؛ بهشتی واقعاً یکی از استوانه‌های انقلاب بود- که انقلاب را نگه میدارند- ارزش‌شان قابل محاسبه نیست. 2. کدام نظام را سراغ دارید که بتواند در مقابل این همه حوادثِ ناگوار بِایستد و از پا نیفتد؟! 1/2. حدود دو ماه بعد، رئیس‌جمهور جدید و نخست‌وزیر ــ شهید رجائی و شهید باهنر ــ را با هم در یک جلسه شهید کردند. جوانهای عزیز، درست از تاریخ و جزئیّاتش مطّلع نیستند؛ روی اینها فکر کنید!‌ 2/2. اندکی بعد یا یک فاصله‌ی کوتاهی بعد از آن، چند نفر از فرماندهان ارشد جنگ از ارتش و سپاه، در حادثه‌ی هواپیما به شهادت رسیدند؛ شهید فلّاحی، شهید فکوری،‌ شهید کلاهدوز و امثال اینها. 3/2. یعنی در ظرف کمتر از سه ماه این همه حادثه‌ی تلخ، این همه‌ حادثه‌ی وحشتناک، این همه ضربه‌ی مخرّب! خب شما کدام کشور را سراغ دارید، کدام دولت را سراغ دارید که بتواند در مقابل این همه حوادث بِایستد و از پا نیفتد؟ 3. سِرّ ناامیدیِ مکرّرِ دشمنان، در طول دوران انقلاب اسلامی، در سنّتهای الهی است. 1/3. مردم ایستادند، امام مثل کوه دماوند سربلند ایستاد، مسئولین دلسوز و جوانهای انقلابی ایستادند، اوضاع را ۱۸۰ درجه بعکس کردند؛ جنگ را از باخت پی‌درپی به بُرد پی‌درپی تبدیل کردند، منافقین را از سطح خیابانها جمع کردند، ارتش و سپاه را روز‌به‌روز منظّم‌تر و مرتّب‌تر کردند و کشور را به روال عادی و جاری انداختند. 2/3. در این [قضایا]، نکته‌ای وجود دارد و آن، این است که وقتی این حوادث اتّفاق می‌افتاد، دشمنان امیدوار میشدند که دیگر بساط این نظام انقلابی جمع شد؛ ولی آن روز ناامید شدند، در این چهار دهه هم مکرّر این ناامیدی تکرار شده. 3/3. مشکل دشمن این است که نمیتواند سرّ این ناامیدی را بفهمد، نمیتواند تشخیص بدهد که چرا جمهوری اسلامی هر دفعه از زیر بار این همه فشار میتواند بلند بشود بِایستد، سینه سپر کند، راه خودش را ادامه بدهد؛ این را نمیفهمد. 4/3. اینها نتوانستند بفهمند که در عالمِ بشر غیر از محاسبات و مناسبات سیاسی، یک محاسبات و مناسبات دیگری هم وجود دارد که آنها قادر به فهم آن نیستند؛ آنها سنّت‌های الهی است، که من حالا اندکی شرح خواهم داد. 4. سنّت یعنی قانون، قاعده؛ خدای متعال در عالَم طبیعت و در عالَم انسان، قواعد و قوانینی دارد. 1/4. سنّت یعنی قانون، قاعده؛ خدای متعال در عالَم طبیعت و در عالَم انسان، قواعد و قوانینی دارد: وَ الشَّمسُ تَجری لِمُستَقَرٍّ لَها ذَلِکَ تَقدیرُ العَزیزِ العَلیم * وَ القَمَرَ قَدَّرناهُ مَنازِل(یس/۳۸و۳۹)؛ اینها همه قانون است دیگر. 2/4. اینها قانون است، قوانینِ جاری است منتها قوانینِ جلوی چشم است. قانون جاذبه یک قانون جلوی چشم است و همه میفهمند، [امّا] قوانینی هم دارد که همه قادر به فهم آنها نیستند. 3/4. واقعاً سرتاسر قرآن پُر است از بیان این قوانین؛ [مثلاً] اَنَّ اللَهَ مَعَ المُتَّقین(بقره/۱۹۴)؛ مَن جاهَدَ فَاِنَّما یُجاهِدُ لِنَفسِه(عنکبوت/۶)، و امثال اینها که حالا تعدادی‌اش را عرض خواهم کرد. اینها هم قانون است. 4/4. وَ مَن اَصدَقُ مِنَ اللَهِ قیلاً (نساء/۱۲۲)، چه کسی راست‌گوتر از خدا است؟ خدا میگوید این قانون است. یکی از این قوانین این است: لَیَنصُرَنَّ اللَهُ مَن یَنصُرُه (حج/۴۰)؛ هر کسی که خدا را نصرت کند، خدا او را نصرت میکند. 5/4. لَئِن شَکَرتُم لَاَزیدَنَّکُم (ابراهیم/۷)؛ اگر نعمت الهی را در جایش مصرف کردید، خدا آن نعمت را بر شما زیاد خواهد کرد؛ اَلَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدیَنَّهُم سُبُلَنا و اِنَّ اللَهَ لَمَعَ المُحسِنین (عنکبوت/۶۹)؛ همه‌ی اینها سنّت الهی است. 5. قانون، موضوع و نتیجه دارد. اگر خودتان را با آن موضوع منطبق کنید، نتیجه قطعاً مترتّب خواهد شد. 1/5. وقتی حضرت موسی بنی‌اسرائیل را برداشت و شبانه به طرف دریا حرکت کردند که از آنجا بگریزند و بروند، فرعونی‌ها فهمیدند، اینها را دنبال کردند؛ وقتی که نزدیک شدند و دیده میشدند: فَلَمَّا تَراءَا الجَمعان (شعراء/۶۱). 2/5. بنی‌اسرائیل، ترسو و کم‌یقین به موسی گفتند: اِنّا لَمُدرَکون(شعراء/۶۱)؛ الان می‌آیند ما را میگیرند؛ پدرمان درآمد! حضرت موسی فرمود: کَلّا؛ هرگز! اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین(شعراء/۶۲)؛ خدا با من است. این سنّت الهی است. 3/5. سنّت الهی یعنی قانون؛ قانون یک موضوع و یک نتیجه دارد. اگر خودتان را با آن موضوع منطبق کنید، نتیجه قطعاً مترتّب خواهد شد. اِن تَنصُرُوا اللَهَ یَنصُرکُم (محمّد/۷)؛ «تَنصُرُوا اللَه» موضوع است؛ حکم و نتیجه «یَنصُرکُم» است. 6. این، وعده ی الهی است که اگر ایستادگی کنید، شما را بی نیاز می کند. 1/6. وعده‌ی الهی بروبرگرد ندارد. قرآن، فرمایش صریح حضرت رب (جلّ جلاله) به ما است؛ در این که العیاذ بالله یک ذرّه مبالغه و خلاف و امثال اینها که وجود ندارد؛ منتها شرط این است که شما خودتان را منطبق کنید با آن موضوع. 2/6. جمهوری اسلامی آن روز این‌ جوری حرکت کرد؛ هر وقتی هم ما پیروز شدیم، این‌ جوری حرکت کردیم؛ [یعنی] خودمان را با یک مصداق سنّت الهی منطبق کردیم و خدای متعال هم نتیجه را مترتّب کرد. 3/6. وَ اَن لَوِ استَقاموا عَلَی الطَّریقَةِ لَاَسقَیناهُم ماءً غَدَقًا(جن/۱۶)؛ [فرمود: اگر] بِایستید، خدا شما را سیراب میکند، شما را بی‌نیاز میکند. ایستادگی کردیم، خدا بی‌نیاز کرد. عکسش هم همین ‌جور است. 4/6. سنّت‌های خدای متعال انواع و اقسامی دارد دیگر؛ آنجا میگوید: لَئِن شَکَرتُم لَاَزیدَنَّکُم، بعد میگوید: وَ لَئِن کَفَرتُم اِنَّ عَذابی لَشَدید (ابراهیم/۷)؛ این هم سنّت است ــ «کَفَرتُم» یعنی کفران نعمت ــ اگر کفران نعمت هم کردید، از نعمت استفاده نکردید، بد استفاده کردید، سوء استفاده کردید، اگر این کارها شد، اِنَّ عَذابی لَشَدِید؛ آن هم یک سنّت الهی است. 5/6. اگر خودمان را بر طبق آن موضوع قرار دادیم، آن نتیجه بر آن مترتّب خواهد شد، یعنی هر دو موردش سنّت الهی است؛ آن طرف قضیّه هم همین ‌جور است. 7. خدای متعال در سوره‌ی آل‌عمران، دو سنّت پیروزی و شکست را (در جنگ احد) بیان میکند. 1/7. در سوره‌ی آل‌عمران دو سنّت پیروزی و شکست را بیان میکند؛ در آیه‌ی ۱۷۳: اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم ایماناً وَ قالوا حَسبُنَا اللَهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ* فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللَهِ وَ فَضلٍ لَم یَمسَسهُم سُوء. 2/7. داستانش را لابد شنیده‌اید؛ جنگ اُحد تمام شد، کسی مثل حمزه‌ی سیّدالشّهدا در این جنگ به شهادت رسید، پیغمبر وامیرالمؤمنین مجروح شدند، تعداد زیادی شهید شدند، خسته و فرسوده‌ و زخمی‌‌شده برگشتند مدینه. 3/7. حالا قریش، همین دشمنی که ضربه زده، امّا نتوانسته پیروز بشود؛ بیرون مدینه در فاصله‌ای در چند کیلومتریِ مدینه جمع شدند، گفتند امشب حمله کنیم؛ اینها خسته‌اند، کاری از اینها برنمی‌آید، مسئله را تمام کنیم. 4/7. عواملشان آمدند داخل مدینه شروع کردند هراس‌افکنی: اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم؛ آمدند گفتند خبر دارید؟ اینها جمع شده‌اند میخواهند پدر شما را دربیاورند! هراس‌افکنی. 5/7. اما مؤمنان گفتند: ما نمیترسیم، خدا با ما است. پیغمبر فرمود آن کسانی که امروز در اُحد زخمی شدند، بروند مقابل اینها؛ رفتند آنها را شکست دادند و برگشتند: فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللهِ وَ فَضل؛ این سنّت الهی است. 6/7. بنابراین، اگر چنانچه در مقابل هراس‌افکنی دشمن، شما به معنای واقعی کلمه معتقد شدید که «حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل» و به وظایفتان عمل کردید، نتیجه‌اش این است. این [بخش از] سوره‌ی آل‌عمران این سنّت را برای ما بیان میکند. 8. در جنگ اُحد، مسلمانها اوّل مشمول (سنت پیروزی) شدند، اما با دیدنِ غنایم، نافرمانی کردند و گرفتار (سنت) شکست شدند. 1/8. آن [بخش دیگرِ] قضیّه، مال داخل خود اُحد است؛ در جنگ اُحد مسلمانها اوّل پیروز شدند؛ بعد که آن تنگه را به خاطر دنیاطلبی از دست دادند، قضیّه بعکس شد. باز در سوره‌ی آل‌عمران، میفرماید: وَ لَقَد صَدَقَکُمُ اللهُ وَعدَه. 2/8. خدا به وعده‌ی خودش با شما عمل کرد؛ اِذ تَحُسّونَهُم بِاِذنِه؛ شماها (اوّل) توانستید اینها را زیر فشار قرار بدهید باذن‌الله؛ توانستید منتها بعد شما چه کار کردید؟‌ حَتّی اِذا فَشِلتُم؛ پایتان سست شد؛ چشمتان به غنیمت افتاد؛ وَ تَنازَعتُم؛ بنا کردید با همدیگر درگیر شدن، و اختلاف پیدا کردید. 3/8. ببینید، [باید] یک نگاه‌های علمیِ جامعه‌شناسی روی این تعبیرات قرآنی انجام بگیرد؛ اینکه چطور میشود یک کشور، دولت و حکومتی پیشرفت کند، چطور میشود متوقّف بشود و چطور میشود سقوط کند؟! 4/8. حَتّی اِذا فَشِلتُم وَ تَنازَعتُم فِی الاَمرِ وَ عَصَیتُم؛ عصیان کردید، نافرمانی کردید؛ پیغمبر به شما گفته بود که این کار را بکنید، نکردید. آن وقت، وقتی این جوری شد. 5/8. مِن بَعدِ ما اَراکُم ما تُحِبّون؛ بعد از آنکه خدا آنچه را میخواستید ــ که همان نصرت الهی است ــ به شما نشان داده بود، امّا این جوری عمل کردید، آن‌ وقت «مِنکُم مَن یُریدُ الدُّنیا وَ مِنکُم مَن یُریدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَکُم عَنهُم»(آل‌عمران/۱۵۲)   6/8. اینجا باز خدای متعال به سنّتش عمل کرد، صَرَفَکُم عَنهُم، دست شما را از سر آنها کوتاه کرد، یعنی مغلوب شدید؛ این سنّت الهی است دیگر. 7/8. آنجا سنّت الهی این بود که در مقابل دشمن‌هراسی بِایستید و پیش بروید؛ اینجا سنّت الهی این است که در مقابل میل به دنیا و دنیاطلبی و عافیت‌طلبی و کار نکردن و زحمت نکشیدن و دنبال طعمه گشتن و مانند اینها، خودتان را و دیگران را بدبخت کنید. دو آیه‌ی نزدیکِ هم در سوره‌ی آل‌عمران، این دو سنّت را بیان میکند. 9. سعی کنیم خودمان را مصداق سنّت‌های الهیِ در راه پیشرفت قرار بدهیم. 1/9. قرآن پُر است [از سنّت‌های الهی]؛ عرض کردم، از اوّل قرآن تا آخر قرآن همین‌ طور که نگاه کنید، دائم سنّت‌های الهی تبیین و تکرار میشود؛ چند جا هم بیان شده: سُنَّةَ اللهِ الَّتی قَد خَلَت مِن قَبلُ وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللهِ تَبدیلًا (فتح/۲۳) ـ که از این قبیل چهار پنج مورد هم هست ـ که خدا [میفرماید] سنّت‌های الهی تغییرپذیر نیست. 2/9. قوانین الهی، قوانین متقنی است. خدا با کسی هم قوم و خویشی ندارد؛ اینکه بگوییم ما مسلمانیم و شیعه‌ایم و جمهوری اسلامی هستیم، پس هر کاری که دلمان خواست بکنیم، نه. 3/9. ما با دیگران هیچ فرقی نداریم؛ اگر چنانچه خودمان را با موضوع آن سنّت‌های دسته‌ی اوّل تطبیق کردیم، نتیجه‌اش آن است؛ اگر با موضوع سنّت‌های دسته‌ی دوّم تطبیق کردیم، نتیجه‌اش این است؛ بروبرگرد ندارد. 4/9. ما در سال ۶۰، در مقابل این همه حادثه و شدّت عمل توانستیم روی پای خودمان بِایستیم و دشمن را ناامید کنیم، امروز هم میتوانیم؛ خدای سال ۶۰، همان خدای امسال است؛ همه‌ی سنّت‌های الهی هم سر جایش است. سعی کنیم خودمان را مصداق سنّت‌های الهی در راه پیشرفت قرار بدهیم؛ سعی‌مان این باشد.