پایگاه هم اندیشی یاران انقلاب اسلامی 5 خرداد 1395 ساعت 12:20 http://www.hamandishi.ir/news/333598/ -------------------------------------------------- پاسخی به لگد معاون وزارت مسکن و شهرسازی به اقتصاد مقاومتی عنوان : روحانی بجای «پاساژگردی» در تور ایتالیا و فرانسه چه باید می کرد؟ / شرح شش «بسته حمایتی» اروپاییهابرای صادراتی شدن محصولاتشان -------------------------------------------------- معاون وزیر راه و شهرسازی گفت: اگر بخش خصوصی ببیند که تولیدکننده‌ای کیفیت واگن‌هایش بهتر از خارجی و قیمت آن ارزان‌تر از واگن‌های وارداتی است، قطعا به سراغ تولیدکننده داخلی می‌رود. اما حالا که این اتفاق نیفتاده، معلوم می‌شود که حرف‌هایی که تولیدکننده‌های داخلی واگن می‌زنند، بی‌اساس است؛ یا کیفیت‌شان از واگن‌های وارداتی پایین‌تر است یا قیمت‌شان از خارجی‌ها حتی با احتساب ارز آزاد گران‌تر است. متن : پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: - مصطفی ظاهری: روز گذشته سید محسن پورسیدآقایی، مدیرعامل شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران درباره نقش شرکت راه‌آهن در واردات واگن اظهار داشت: در حال حاضر شرکت راه‌آهن سال‌هاست که دیگر خرید واگن ندارد و این بخش خصوصی است که واگن خریداری می‌کند. خب اگر بخش خصوصی ببیند که تولیدکننده‌ای کیفیت واگن‌هایش بهتر از خارجی و قیمت آن ارزان‌تر از واگن‌های وارداتی است، قطعا به سراغ تولیدکننده داخلی می‌رود. اما حالا که این اتفاق نیفتاده، معلوم می‌شود که حرف‌هایی که تولیدکننده‌های داخلی واگن می‌زنند، بی‌اساس است؛ یا کیفیت‌شان از واگن‌های وارداتی پایین‌تر است یا قیمت‌شان از خارجی‌ها حتی با احتساب ارز آزاد گران‌تر است. چه‌طور می‌شود که شرکت ریلی برود با وجود تعرفه واردات، از خارجی‌ها واگن بخرد، اما همچنان ارزان‌تر و باکیفیت‌تر از واگن‌های داخلی باشد؟؛ خب تولیدکننده داخلی برود کیفیت محصول و شرایط فروش آن را مناسب کند. چون واردکنندگان از مکانیزم‌های ارزی و ثبت درخواست استفاده می‌کنند که هزینه‌بر است اما آخر سر ارزان‌تر از خرید داخل برای‌شان تمام می‌شود.  اینکه بگوییم هیچ کس حق خرید از خارج را ندارد و باید واگن تولید داخل با هر قیمت و کیفیتی را خریداری کرد، خب معلوم است که بخش خصوصی این کار را نمی‌کند. ما فقط می‌توانیم به شرکت‌های دولتی اجبار بگوییم، اما این کار را با شرکت‌های خصوصی که نمی‌توانیم انجام دهیم. آیا امکان دارد که بگوییم بخش خصوصی ضمن تحمل بدقولی‌های فراوان تولیدکننده داخلی٬ باید واگن‌های با کیفیت پایین‌تر و قیمت بالاتر را بخرد. اقتصاد کشور وقتی رونق می‌یابد که بخش خصوصی ما فرصت بررسی عاقلانه میان تولیدات داخلی و خارجی را داشته باشد و تولیدکننده داخلی نیز از نظر کیفیت و هم از نظر قیمت محصول خود را مناسب عرضه کند. چرا تولیدکننده داخلی باید در ایران که هم از نظر قیمت انرژی، هم دستمزد کارگر و هم سوخت، ارزان‌تر از خارج است، نهایتا محصولی تولید کند که کیفیتی پایین‌تر و قیمتی بالاتر از کالای مشابه خارجی داشته باشد و به مشتری بدهد؟ وزیر راه و شهرسازی دولت تدبیر و امید، در ابتدای صحبت های خویش به مسئله کیفیت و قیمت اشاره نمودند. با فرض صحیح بودن این اظهارات؛ سوالات زیر در ذهن مطرح می گردد.   کشورهای صنعتی مدعی چگونه به کیفیت بالا رسیده اند و قیمت ارزان آنها به چه علتی می باشد؟  آیا آنها در شروع فعالیت خود نیز دارای کیفیت بالا و قیمت ارزان بوده اند؟  چه عواملی موجب رسیدن به مقطع کنونی آنها شده است؟ در پاسخ به سوالات فوق باید گفت؛ دولت های کشورهای صنعتی برای رسیدن به تولید مطلوب از ابتدای حرکت به سمت خودکفایی، بسته های حمایتی ای برای صنایع و واحد های تولیدی در نظر می گیرند که منجر به رشد کیفی و کمی آنها می شود. محتوای اصلی این بسته ها عمدتاً شامل موارد ذیل می شود. هر چند ممکن است جنبه های حمایتی دیگری نیز در کنار این موارد قرار گیرد. 1- تعیین تعرفه بالای واردات  یکی از راه های حمایت از تولید داخلی تعیین تعرفه وارداتی بالاست. معاون وزیر راه و شهرسازی مدعی شده اند که تعرفه واردات واگن در کشور بالاست. اما عدد تعرفه منتشر شده در سایت گمرک جمهوری اسلامی ایران واقعیت دیگری را می گوید. تعرفه ذکر شده برای انواع واگن 15 درصد است که تعرفه پایینی محسوب می گردد در حالیکه با وجود کارخانه های واگن سازی همچون واگن سازی پارس، واگن سازی تهران، ایریکو ابهر، واگن سازی کوثر و واگن سازی زرند در کشور؛ این تعرفه می بایست بالای 40 درصد باشد. شاید دستمزد کارگر و سوخت در ایران نسبت به خیلی از کشورها پایینتر باشد؛ ولی دسترسی به بازارهای بین المللی در آن کشورها موجب شده تا میزان تولید آنها چندین برابر کارخانجات داخلی باشد و هزینه متغیر آنها کمتر شده و در نهایت قیمت تمام شده آنها پایینتر از تولید داخلی گردد. هر چند مشوق های صادراتی و دسترسی راحت تر به قطعات غیر تولیدی و وجود کارخانجات مکمل در آن کشورها؛ در پایینتر شدن قیمت تمام شده محصول خارجی نسبت به داخلی تاثیر بسزایی دارد. 2- انتقال تکنولوژی از خارج با ایجاد بستر تولید مشترک با کارخانجات بزرگ دنیا آیا تعرفه بالای واردات باشد برای جلوگیری از ورود صنایع پیشرفته دنیا به داخل کشور محسوب می گردد؟ داشتن این تفکر خود یکی از راه های نرسیدن به هدف می باشد. وقتی تعرفه واردات بالا باشد، زمینه برای مذاکره با شرکت های خارجی برای تولید مشترک با تولید کننده داخلی با پیوست انتقال تکنولوژی میسر می گردد. بازار داخلی برای شرکت های خارجی آنقدر جذاب هست که بتوان آنها را به این سمت تولید مشترک با پیوست انتقال تکنولوژی سوق داد. البته این مسیر آسانی نیست و زمانی منجر به نتیجه خواهد شد که بصورت کامل اجرا گردد. مشابه عملکرد ناقص در صنعت خودرو سازی دیده می شود که خروجی آن مونتاژ کار شدن خودروسازان داخلی برای خودروهای خارجی بوده است و هیچگاه منجر به تکنولوژی نشده است. وجود پیوست انتقال تکنولوژی در تولید مشترک الزامیست. نقش دولت بعد از گذاشتن تعرفه بالای واردات؛ حمایت از بخش های تولیدی برای مذاکره با صنایع بزرگ دنیاست. رئیس جمهور بجای مذاکره برای خرید هواپیما از فرانسه و ایتالیا و ایفای نقش دلال واردات، می بایست تولید کنندگان داخلی را با خود به آن کشورها می برد و مذاکرات خود را به این سمت سوق می داد. 3- اتخاذ استانداردهای درست در فرایند تولید خلع بزرگی که در تمامی صنایع داخلی دیده می شود عدم رعایت استانداردهای مربوط در فرآیندهای ساخت است. این استانداردها می بایست توسط سازمان استاندارد که نهادی دولتی محسوب می گردد تعیین شود. در تمامی صنایع دنیا استانداردهای تخصصی تعیین شده است. حتی بعضی از کشورها همچون امریکا و چین استانداردهای اختصاصی خود را تدوین کرده و رعایت آن را قانونی کرده اند. رعایت این استانداردها خود کمک بزرگی برای صنایع برای رسیدن به کیفیت مطلوب خواهد بود در حالیکه صنایع داخلی در اکثر حوزه ها هیچ الزام قانونی ای را بالا سر خود نمی بینند. 4- حمایت مالی دولت و خرید هوشمندانه دولت از تولیدکننده داخلی ارائه انواع فاینانس و وام های استقراضی کم بهره از سوی دولت ها به تولیدکننده داخلی، امری متداول در کشورهای صنعتی محسوب می گردد. این حمایت ها وقتی تولید کننده سفارش خارجی بگیرد افزایش می یابد و بهره آن نیز به صفر نزدیک می گردد. از سوی دیگر دولت ها برای تامین نیاز، خرید خارج را برای خود حرام کرده و بصورت هوشمندانه از تولیدکننده داخلی خود خریداری می کنند. معنای هوشمندانه بودن این است که برای رسیدن به کیفیت مطلوب، بصورت پله ای الزامات سختی را در قراردادها قرار می دهند. 5- ارتباط صحیح دانشگاه با صنعت و پروژه محور کردن دانشگاه ها ارتباط صحیح میان دانشگاه صنعت منجر به این می شود که یادگیری در دانشگاه ها پروژه محور باشد نه مقاله و پایان نامه محور. اگر پایان نامه ای نگارش می شود، ناشی از پروژه یا پروژه های انجام شده با حضور دانشجو در دانشگاه خواهد بود. تعریف پروژه های مورد نیاز صنعت برای رسیدن به تکنولوژی مقصود، هم موجب ارتقاء صنعت خواهد گردید، هم پویایی و افزایش سطح کیفی آموزش را در دانشگاه بالا خواهد برد و هم اینکه نیروی کار ماهر، متخصص و با تجربه را در دانشگاه موجب خواهد گردید. هر سه این موارد، از حلقه های مفقوده در کشورمان محسوب می گردد چرا که نه تنها صنعت اراده ای برای ارتباط گیری با دانشگاه ندارد، بلکه دانشگاه نیز خود تلاش و تقلایی برای بوجود آمدن این ارتباط از خود بروز نمی دهد. دانشگاه مقاله محور شده و ارتقای شغلی اساتید به تعداد مقالاتشان گره خورده است. نتیجه آن می شود که دانشجوی ایرانی در دانشگاه های امریکایی و اروپایی به بلوغ می رسد و رتبه های برتر دنیا را در کسب علم بدست می آورد ولی هیچگاه دانشگاه ایرانی مطرح نمی گردد. دولت هم هیچ برنامه مشوقی برای اصلاح امور در دانشگاه های خود و نسخه حمایتی برای سوق دادن صنایع به سمت تعریف پروژه مشترک با دانشگاه ندارد. از سویی واحد های R&D ای مطرحی هم در غالب صنایع وجود ندارد. پس چرا باید انتظار افزایش کیفیت داشته باشیم؟ 6- سوق دادن واحد های تولیدی به حضور در پارک های علم و فناوری و مراکز رشد صنایع پیشرفته فلسفه تشکیل پارک های علم و فناوری در دنیا تولید ثروت بر بستر علم بوده است. این به معناست که پارک علم و فناوری کمکی است برای صنعت برای ایجاد ارزش افزوده بالاتر نسبت به محصول تولیدی است. برای درک بهتر ارزش افزوده می توان این مثال را زد: هر کیلو سنگ آهن 0.1 دلار تا 0.15 دلار قیمت دارد. همین وقتی تبدیل با فولاد ساختمانی می شود قیمتش 2 دلار می شود. آن را به ماشین آلات عمومی صنعتی تبدیل می کنید قیمتش کیلویی 10 دلار می شود. به خودرو تبدیل می کنیم قیمتش کیلویی 20 دلار می شود. به ماشین آلات پیشرفته تبدیل می کنیم قیمتش کیلویی 100 دلار می شود. با آن پره توربین می سازیم کیلویی 1000 دلار می شود و اگر برود در فرآورده های نانو، همین آهن کیلویی 15 تا 20 هزار دلار می شود. این مثال را برای همه صنایع کشور می توان زد. نیروی انسانی آن در کشور وجود دارد ولی درگیر شدن پارک های علم و فناوری کشور در سیستم فشل اداری کشور، نه تنها موجب ایجاد این بستر در آنها نگردیده؛ بلکه فلسفه وجودی آنها را به یک محل استقرار صنعتی کاهش داده است. ما ایده ایجاد پارک علم و فناوری را از خارج وارد کردیم ولی آن را با روش سنتی خود اداره می کنیم. وقتی پارک علوم فناوری مطابق استانداردهای مدیریتی و اجرایی روز دنیا وجود نداشته باشد، هیچ بسته حمایتی ای موجب ورود صنایع به حضور در آنها نمی شود و همچنان تولید بر مبنای سنتی خود با ارزش افزوده بسیار پایین ادامه پیدا می کند. اینجاست که محصول داخلی همچنان در حال درجا زدن خواهد بود. م