تاریخ انتشار : شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۰۹
 

داستان جوانی که در روز چهارم قرائت قرآن از دنیا رفت

Share/Save/Bookmark
داستان جوانی که در روز چهارم قرائت قرآن از دنیا رفت
 
هر شهری و روستا و هر جایی در عالم انسانی روی زمین ستونی دارد که با آن ستون پابرجا است، که اگر نباشد نابود می‌شود و امام ارکان این بلاد است.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: آیت الله محمدعلی جاودان از اساتید برجسته اخلاق شهر تهران شامگاه چهارشنبه دوم مهرماه در جلسه هفتگی درس اخلاق خود که به صورت مجازی برگزار شد با اشاره به اهمیت حضور امام در زمین گفت: از صدر خلقت آدم زمانی نیست که عالم خالی از امام باشد.

وی ادامه داد: حضرت آدم (ع) اولین امام آن زمان است و تا پایان جهان امام است و زمین و عالم و جامعه انسانی با بودن امام برقرار است و انسان روی زمین وجود دارد.

این استاد اخلاق وجود امام را از ارکان بلاد دانست و گفت: در ادعیه و زیارت آمده که امام ارکان بلاد است. هر شهری و روستا و هر جایی در عالم انسانی روی زمین ستونی دارد که با آن ستون پابرجا است، که اگر نباشد نابود می‌شود و امام ارکان این بلاد است. و این مقام تکوینی امام است.

آیت الله جاودان امام را شاهد و ناظر اعمال همه انسان‌ها دانست و بیان کرد: ما ائمه (ع) را به عنوان شاهد می‌دانیم و آن بزرگواران شاهد اعمال خلایق هستند؛ یعنی اگر امام نباشد انسانی نیست و جهان انسانی نابود می‌شود، و در جنبه تربیتی و تشریعی عالم انسانی امام شاهد و ناظر بر همه موجودات انسانی است و هیچکس هیچ کاری نمی‌کند مگر در محضر امام انجام می‌دهد. که اگر انسان این را بفهمد چقدر فرق می‌کند.

این استاد اخلاق بیان کرد: داستانی نقل است که میگویند یک جوانی بود که خدمت بزرگی می‌رسید و آن بزرگ به وی گفت: شما چقدر قرآن می‌خوانید؟ وی عرض کرد: هر شب یک ختم قرآن انجام می‌دهم. آن بزرگ گفت: از امشب وقتی قرآن می‌خوانی فکر کن من جلوی تو نشسته‌ام و قرآن بخوان، آن جوان هم شب که داشت قرآن می‌خواند در تصورش آورد که استادش جلوی او نشسته است و قرآن خواند، صبح که استاد از او پرسید دیشب با این تصور چقدر قرآن خواندی؟ عرض کرد: نصف قرآن را بیشتر نتوانستم بخوانم! یعنی وقتی مراقبت حضور شما را می‌کردم، نتوانستم بیشتر بخوانم.

وی ادامه داد: این استاد گفت: امشب فکر کن که امام زمان (عج) یا خاتم الانبیا (ص) در برابرت نشسته و تو قرآن بخوان. صبح آمد و گفت: یک سوره بیشتر نتوانستم بخوانم، چون این قدر عظمت آن حضور را که تصور می‌کردم زیاد بود که چنین بزرگی در برابر من نشسته است، این قدر عظمت در من تأثیر گذاشت و من نتوانستم یک سوره بیشتر بخوانم.

این استاد حوزوی افزود: استاد گفت: حالا امشب فکر کن که خدای متعال که نازل‌کننده این قرآن است در برابر تو نشسته و تو در برابر خدای متعال قرآن بخوان. صبح روز بعد این جوان دیگر اصلاً درس نیامد و رفتند سراغ او و دیدند فوت کرده است و اصلاً تحمل نکرده در محضر الهی قرآن بخواند.

آیت الله جاودان گفت: حالا این داستان است. گفتند این استاد یک استاد تمامی نبود که اگر بود این قدر او را تند تند جلو نمی‌برد که شب چهارم در محضر الهی باشد، در صورتی که اول حضور خودش را می‌گفت بعد که مدت‌ها پخته شد و توانست آن جوان تحمل کند یک مرتبه بالاتر را می‌گفت.

این استاد اخلاق با اشاره به روایتی درباره اینکه امام علی (ع) فرمودند من خدای ندیده را عبادت نمی‌کنم، گفت: در روایات اهل سنت و شیعه آمده که از امیرالمؤمنین (ع) سوال کردند که آیا خدای خود را دیده ای؟ حضرت هم فرمود: من خدایی را که نبینم عبادت نمی‌کنم. اما متأسفانه برای ما که عبادت می‌کنیم خدا غایب هم نیست، حتی به اندازه یک موجود غایب که ما یادش می‌کنیم ممکن است نباشد تا چه برسد که ما در محضر او نماز بخوانیم! اصلاً هیچ.

وی ادامه داد: اما حضرت می‌فرماید من خدایی را که نبینم عبادت نمی‌کنم، حالا حضرت در محضر خدا دارد نماز می‌خواند و این شخص چقدر باید بزرگ باشد که چنین بگوید و نماز او چقدر قیمت دارد. این منتهای راه انسان است که به جایی برسد که در محضر خدای تبارک و تعالی عبادت می‌کند و اصلاً زندگی می‌کند.

این استاد اخلاق افزود: این مقامات برای همه مقدور است، ولی مشکل آن آواری است که ما بر سر خود ریخته‌ایم. مثلاً شما زیر یک ساختمان صد طبقه نشسته‌اید و این ساختمان صد طبقه روی شما خراب شده است و فرض زنده ماندید، ولی این آوار صد طبقه روی شما است و شما می‌خواهید نور خورشید را ببینید اما نمی‌شود.

م
کد مطلب: 415281
مرجع : مهر